کد خبر : 42562
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۵
دسته‌بندی نشده
-

اختصاصی گیلان تایمز/پدر ادبیات نوین فارسی

اختصاصی گیلان تایمز/پدر ادبیات نوین فارسی

اختصاصی گیلان تایمز/پدر ادبیات نوین فارسی           ۲۳ دی ماهی که گذشت سالروز میلاد سید محمد علی جمال زاده به سال۱۲۷۰ خورشیدی در اصفهان است.با اینکه بیشتر عمر خود را خارج از ایران سپری کرد ولی حقا در راه تعالی و پیشرفت زبان و ادبیات فارسی تلاش های بسیاری نمود .او

اختصاصی گیلان تایمز/پدر ادبیات نوین فارسی

 

 

 

 

 


۲۳ دی ماهی که گذشت سالروز میلاد سید محمد علی جمال زاده به سال۱۲۷۰ خورشیدی در اصفهان است.با اینکه بیشتر عمر خود را خارج از ایران سپری کرد ولی حقا در راه تعالی و پیشرفت زبان و ادبیات فارسی تلاش های بسیاری نمود .او را همچون «نیما یوشیج »که اغازگر سبکی نو در شعر فارسی بود، پدر داستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقع‌گرایی در ادبیات فارسی می‌دانند.او را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی می‌دانند.
جمال زاده داستان کوتاه «فارسی شکر است» را که درکتاب «یکی بود یکی نبود» ،به سال ۱۳۰۰ خورشیدی به طبع رسانده است، که عموماً انرا به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوهٔ غربی به شمار می اورند.این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای آن به شمار می‌رفت. به علاوه، مقدمهٔ جمال‌زاده بر کتاب یکی بود یکی نبود سند ادبی مهم و در واقع بیانیه نثر معاصر فارسی است.جمال زاده آنچه که « ادبیات داستانی معاصر» ایران نامیده می شود را در شهر ژنو ‌است که خلق می کند. سالها تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ژنو، از جمله فعالیت های او در این شهر است. خود او «ژنو آباد» را برای نوشتن حاصلخیز می داند.جمال زاده فرزند سید جمال واعظ است.او‌ پدرش را « واعظ ناخودآگاه مشروطیت» می نامد والبته در خطابه خوانی سید جمال همین بس که وقتی خطابه می کرد چنان حرارتی در میان مردم می افرید که نوشته اند روزیکه از بدبختی های مملکت می گفت و ظلم پادشاه ودربار ، قصابی برخاسته و گفت:« حالا که مقابل ظلم پادشاه نمی توانم کاری کنم بمیرم بهتر است تا این ننگ.»و سینه خود را به چاقویی درید .خود جمال زاده می گوید:« در اصفهان مرد نامداری بود به نام میرزا اسدالله شهشهانی که پسر ارشدش زبان انگلیسی می دانست. این پسر هر از چندگاهی یک روزنامه انگلیسی از لندن به دستش می رسید و برای پدر من و چند واعظ دیگر می خواند، علاوه بر این روزنامه حبل المتین هم از کلکته می آمد و کم کم چشم و گوش اینها را باز کرد. در گرماگرم پیروزی انقلاب مشروطه، پدرم که خود مدتی بود از اصفهان فرار کرده بود، مخفیانه ما را با دلیجان به تهران آورد و من عازم بیروت شدم. سه چهار ماه نگذشته بود که با ایرانی های دیگری در یک ده خیلی ارزان زندگی می کردیم. یک روز، یکی از دوستان ما یک روزنامه انگلیسی آورده بود و ادعا می کرد انگلیسی خوب می داند. گفتیم از ایران چه خبر، گفت اینجا نوشته محمدعلی شاه، سید جمال و ملک المتکلمین را ترفیع رتبه داده. با عقل جور در نمی آمد تا بالاخره یک انگلیسی دان حسابی آمد و معلوم شد که پدرم و ملک المتکلمین را دار زده اند.»

«جیرولامو‌ ساوونارولا »در عهد رنسانس وپیرایشگری دینی در ایتالیا را در موقعیت و‌مهارت سخنوری ،می توان هم سان سید جمال واعظ( صدرالواعظین) دانست.خود جمال زاده هم مانند پدر فردی دلیر، نکته سنج والبته شجاع بود‌.
جمال زاده کتابی دارد کمتر معروف بنام « خلقیات ما ایرانیان » که در ژنو و در سال ۱۳۴۴ به طبع رسانده و به زیبایی در این کتاب خصوصیات بد وخوب ما را با نگاه تاریخی وروایی گرداوری کرده وسعی نموده است پیرایشگری فرهنگی واخلاقی را انجام‌دهد.این مطلب را در پایان یادداشت خود از همین کتاب انتخاب کرده و تقدیم شما می کنم:

« دکتر فوریه فرانسوی طبیب مخصوص ناصرالدین شاه در کتاب خود « سه سال در دربار ایران» در موقع صحبت از دشمنی بسیار سختی که بین اعتمادالسلطنه و اتابک ( میرزاعلی اصغرخان) موجود بود که بخون یکدیگر تشنه بودند مینویسد: در یک مجلس میهمانی خودم حضور داشتم ودر ان مجلس اعتماد السلطنه بقدری نسبت بدشمن خود تملق گفت و چاپلوسی کرد که اگر تابحال هم دستگیرم نشده بود همین امروز برایم کافی بود این ایرانیان تا بچه اندازه مزور و‌متملق هستند و با چه وقاحتی میتوانند دروغ بگویند‌».( ص ۱۰۷ )
نویسنده:علی دادخواه

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.