تشخیص بیشعوری با کیست ؟/ علی دادخواه


تشخیص بیشعوری با کیست ؟/ علی دادخواه

موضوعات: فرهنگی,هنری,یادداشت   در تاریخ: ۰۷ دی ۱۳۹۵  

تشخیص بیشعوری با کیست ؟/یادداشتی از علی دادخواه

 

امروز یک یادداشتی خواندم از یکی از اهالی قلم گیلانی در مورد « مبارزه با بیشعوریسم» ، خوب به ذهنم رسید ،نقدی بران بنویسم.ولی دیدم اش شعله قلم کاری می شود،بخصوص انکه خود موضوع هم به اندازه کافی مناقشه انگیز است.

خوب اگر با «هرمنوتیک » یا « روش فهم یک متن » اشنا باشید می دانید ،«فهمیدن »یک واقعه است که قابل اندازه گیری است ، والبته می توان از طریق این روش خود تفسیر را روش مند کرد یا تحلیل کرد.در حقیقت هرمنوتیک با روش ها سروکار دارد، خوب فهم من هم‌از این یادداشت می تواند برای روش مندی موضوع بحث باشد نه تبیین ان ، چون پیام متن قابل درک و البته صحیح است.چند روز قبل یکی از دوستان پزشک تعریف می کرد که در کانادا خودروی خود را جلوی منزل همسایه اش پارک کرده بود ، بعد برگشته بود دیده بود همسایه یک کاغذی گذاشته روی شیشه با این محتوا :« من یک معما داشتم که نتوانستم حل کنم ،اینکه با چه راهی می توانم وارد خانه خود شوم ،وقتی خودروی شما اینجاست؟!!!»
می بینید اینهم روشی است ، کتاب بیشعوری را زیر برف پاک کن خودروی خاطی قرار نداده است ، حتی بعنوان هدیه.
در حقیقت او را قضاوت نکرده است.من فکر می کنم هدیه کتاب «بیشعوری »هم‌خود نوعی توهین است ،توهین به ان فرد با تشخیص گذاشتن روی او‌.زیرا ما او را «بیشعور »دانسته ایم.با چه داده ای نمی دانم ؟وزیر بهداشت ما منتقدان خود را « غضنفر» خوانده است ، خوب اینهم‌توهین است ،از فردا منتقدان را «غضنفر »می نامند ، یعنی احمق ،یعنی …. .
خوب وقتی ما جرات می کنیم برای هم تشخیص بگذاریم که فلانی بیشعور است یا احمق ، خوب فردا منتقد هم احمق می شود ،غضنفر می شود.و دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود.‌به نظر من فهم ما از کتاب خاویر کرمنت باید تجدید نظر شود، ما نمی توانیم راه برویم روی هم تشخیص یگذاریم.بنظر من کرمنت فقط اسامی یک بیماری فرهنگی را عوض کرده است ، ولی این مشکل را حل نمی کند؟ بالعکس هرکسی می تواند با معیار خودش دیگری را بیشعور بداند،ودر حقیقت ما روش جدیدی پیدا کرده ایم‌ برای توهین به هم.بنظر من راه حل بهتر انست که روش ها را اصلاح کنیم ، قانون را تقویت کنیم ،احترام به هم را تشویق کنیم‌، جامعه مدنی را دریابیم.

اصلا ما ابتدا باید یاد بگیریم :

🚫قضاوت کردن ممنوع است.
🚫توهین کردن ممنوع است.

حتی🖐« اگر حقی از ما ضایع شده باشد.»کتاب بیشعوری از نظر من بیشتر یک خودنوشتار است یک «جامعه شناسی خودمانی» ، خودش از همان مجموع واردات فرهنگی به کشور ماست . اقای خاویر کلمنت یک تشخیص از خود گذاشته است فلان فلان رفتار بد است ،خوب ما هم معیارهای خودمان را داریم .
به عقیده کلمنت بی شعوری یک بیماری است و لزوما «برچسب» نیست مثل بیماریهای روان پریشی و حتا دیابت، در بیشعوری قدرت قضاوت ( بینش )و انصاف فرد مختل می شود و فرد خود را برتر از دیگران می بیند.ولی من اسم این بیماری را« جهان بینی منفی» می گذارم ، اصولا ما انسانها بدبین هستیم و« خودبزرگ بین» ،پارانوییدیم‌ و گراندیوزیت واز نظر من کلمنت اسمها را بد انتخاب کرده است‌ یا کمی به واژه ها ظلم کرده است.شما کتاب «تدبیر المتوحد» ابن باجه را بخوانید ، بزرگترین فیلسوف غرب جهان اسلام در قرن دوازدهم میلادی اهل ساراگوسای اسپانیا که حتی ابن رشد،ابن طفیل تحت تاثیر او بوده اند ، یا کتاب «رساله غربه الغربیه »حکیم خودمان سهروردی را .همه داستان فرد دانا یا فیلسوف در بین ‌جاهل هاست.خوب باید چه کرد رفت مانند بشر حافی ( حافی = پیاده ،بدون کفش ) در ‌بیابان زندگی کرد و یا ماند میان مردم زجر کشید و روشنگری و یا بقول کانت روشن بینی کرد.همین سعدی خودمان «خاتم الشعرا» یک روشنفکر است ،راه افتاده یکسری مسایل اخلاقی را خیلی ساده به ما یاد داده ویا ۵۰ سال بعد از او حضرت حافظ هم یک روشنفکر دینی است.

✅والبته باید گفت در اموزش اخلاقی اصول اساسی را ابتدا اموزش بدهیم بهتر است :گام به گام .
مثلا همانکه من در عرایضم گفتم توهین ممنوع ،قضاوت ممنوع.اینها یعنی حرمت گذاشتن به انسانیت.

 

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار