متن مغلوب یا غالب/ مراد قلیپور


متن مغلوب یا غالب/ مراد قلیپور
تاریخ درج خبر : ۱۲ شهریور ۱۳۹۶  

چه تغییر و تحولات تدریجی و چه شتاب این دگرگونی ها چقدر توانسته اند من نویسنده و خوانشگر را به این مسوولیت وا بدارند که نسبت به انها قضاوت درست تری داشته باشیم؟

رفت و آمدی آگاهانه از آغاز حضور متن ها تا امروز همیشه خبر از حرکتها و خیزشها و گاها ایستاییهایی را به دنبال داشته است

که گزارش های تاریخی ادبیات هر کشوری خالی از این رویداد ها نیست ولی چیزی که در این درازنای تاریخی کمتر به آن توجه شده شاید همان هویت حضور این اتفاق ها باشد که ایا در این مسیر چه قدر توانسته اند در مقابل این خیزش ها غالب یا به نوعی به خاطرسیطره برخی مسایل مغلوب باشند

حافظه تاریخی ادبیات ما در محدوده جغرافیای

متون تولید شده پر است از نمونه هایی که حاکی از حرکتها و نمایش هایی دارد که برخی قضاوت ها رابه دنبال داشته است و اصلا در صدد آن نیستم که نسبت به صحت و سقم این پیش داوری ها  وقت خودم و مخاطبان را صرف کنم ولی می توان با همین اتفاق ها نیت مندی و اهداف اصلی خود را با مقیاسی متفاوت به پیش برد

راحتر بگویماز خودم می پرسم اگر به صدر اتفاقی که منجر به تولید اولین متن تاریخی شد ، این متن  ایا متنی غالب بود یا اینکه در اغاز تولد بدون در نظر گرفتن هیجان لحظه تولید، متنی مغلوب به حساب می امدهکه ما قرنها قرن فقط به خاطر تعهدی که نسبت به این حادثه تاریخی داشته ایم خودمان را مقید به حفظ و پرستاری  ازاین موجود تکلیف شده کرده ایم

چه نسبت صادقی میان حضور اولین متن ادبی- تاریخی و نویسنده و خوانشگران آن وجود دارد که ما را بر آن داشته تا نسبت به این افرینش شگقت انگیز  احساس مسوولیت کنیم

قالب های ادبی در غالب یا مغلوب بودن متن ها چه قدر دخیل بوده اند که از لحظه حضور متن ها در این قالب ها و ساختار ها همیشه سعی بر این بوده که توسط نویسندگان در طول قرنها  توطئه و خیانتی صورت بگیرد تا متن و قالب رو در روی هم قرار بگیرند و هرگز نتوانند با هم به سازش حتی ساختگی برسند

راستی اگر به گزارشهای تاریخی ادبی خود در هر کشوری که هستیم  نگاهی حتی گذرا داشته باشیم شکل مواجهه متنها و قالبها را در طول این قرنها چگونه ارزیابی می کنیم

اگر قرار است که به اصالت این برخوردها توجه کنیم چه بخشی از این گزارشها ما را مشغول خود خواهند کرد که بتوانیم  به حداقلِ توقف  درست خود  اطمینان داشته و از اونجا به بعد به ریشه تغییر و تحولات، نگاهی منطقی تر و عمیق تری داشته باشیم

فریفتگی چهره های مختلف ساختارها در اغاز تولدشان بر کسی پوشیده نیست  و این فقط خاص ساختارها ادبی نمی باشدولی در این مجال بیشتر توجه من منعطف به خطوط طولی حرکت متن های ادبی است که هرچند خود به خود این خطوط خودشان را به نهادها ی  ساختاری دیگر وصل می کنند

چیزی که مرا بر ان داشته که کمی بیشتر در طول این مسیر بایستم و به نمایش متن هاو قالب ها عمیق تر شوم شاید به نوعی این دغدغه باشد که هرگز به این نیاندیشیده ایم که چقدر در جدال بین متن به مفهوم عام خود و قالب به مفهوم خاص خود بی تفاوت گذشته ایم

اری بی تفاوت چون اگر گزارشی هم از این مواجهه به ما رسیده قضاوتی بر اساس رویداد بیرونی بوده در حد فریفتگی ظاهری باقی مانده است

اگر از ما بپرسند که اغاز تحول متن های ادبی از کی بوده است چه جوابی برای اقناع کردن مخاطبان خود خواهیم داشت

ایا گزارشی از تاریخ نوشتاری متون که فقط خبری هستند کفاف خواهد کرد ایا اگر به مخاطبان بگویم که در حافظه تاریخی ام این حوادث را در یافته ام که:

۱:متنی در لباس قالبی در تاریخ معینی متولد شد

۲:منِ نویسنده و ادیب و یا شاعر و هرچه اسمش را بگذاریم در طول قرنها قرن نگهبان این رویداد بودم که لحظه به لحظه این  هم اغوشی متن و قالب را برای منتظرانش گزارش بدهم

۳:حتی قرنها هم شد که چون در هم نشینی این دو موجود دچار شک نشدم  انها را به حال خودشان گذاشتم که به نوعی  به عادت برسند

۴:انقدر این دو موجود بیچاره کنار هم به ترادف و خنثایی رسیدند که به یائسگی هم پس از مدت های مدید اعتراف کردند

۵:و در حافظه تاریخی خود دیدیم که هم متن و هم قالب  مغلوب عواملی شدند که در واقع زبان حال و گویای برخی خواسته ها شدند و انگار اصلا کسی نبود که بگوید اقای عزیز

اغاز تولد متن های ادبی و قوالب ان  برای نیت مندی برخی قدرتها خلق نشده اند که به هر شکلی که دوست دارند از انها به نفع خود بیگاری بکنند

۶:گزارشی از خیزش ها و فعل و انفعالات درون ساختاری هم نتوانست  مخاطبانش را اقناع کند که ٫٫ متن و قالبی ٫٫که در اغاز به هم پیوند خورده اند هنوز زنده اند  و توان این را دارند که زبان گویای خواسته های مخاطبانشان باشند

۷:در واقع سندی که در دست باشد تا با ان اذعان به مرگ متن ها بکنیم وجود ندارد و حتی اگر مراسمی هم در طول قرنها برای انها بر پا شده نشان از ان ندارند که ما برای حیات یا مرگ انها حضور یافته ایم

۸:گاها اگر از برخی فرزندان به ارث رسیده متن ها صحبتی به میان امده ایا اینها توانسته اند حافظان اصالت وجود خود باشند یا اینکه پس از تولد  بلافاصله مرگ اصالت خود را رقم زده اند

در طول تاریخ ادبی، متن ها  فرزندان شایسته ای را باردار شده اند که می توان به اجمال به برخی چون تشبیه و مجاز و استعاره و ……اشاره کرد اما چیزی که در این میان کمتر به ان توجه شده این است که این فرزندان چه قدر دوشادوش اهدافی بوده اند که مادرشان یعنی متن در کنار پدر خوانده شان یعنی قالب و فرم  به خاطر ان راهشان را ادامه داده اند

 

این نوشته ادامه دارد (بخش یک)

مراد قلیپور: نویسنده، شاعر

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار