نقد نگاه دجالی به آنچه روی داده است/ علی دادخواه


نقد نگاه دجالی به آنچه روی داده است/ علی دادخواه
تاریخ درج خبر : ۰۹ دی ۱۳۹۶  

گیلان تایمز:

اعتراضات خیابانی روی داده است که من نمی توانم آن را یک “جنبش اجتماعی” یا یک “انقلاب” با مفهوم سیاسی و کلاسیک آن بدانم ولی این اعتراضات یا شورش های خیابانی هر چه که باشند فارغ از نامگذاری من و شما در جهان خارج بصورت عینی در حال روی دادن هستند و ما نمی توانیم و نباید فهم خود را به تاریخ در حال روی دادن تحمیل کنیم. فهمی که توهمی و ذهنی است.
بدبختی ما این است که ما در مواجهه با تاریخ دچار خطای درک هستیم یا نگاه توطئه گرانه داریم و فکر می کنیم در جای جای تاریخ دستان پنهانی از سوی کشورهای بیگانه وجود داشته که موجب شده ما پیشرفت نکنیم و‌در حساس ترین لحظات تاریخی ما را به زمین زده است‌. و یا نه! میل ارضا نشدنی داریم که تاریخ را به نفع عقیده و مرام خود و‌ گروه خود تحریف کنیم. و در همه این موارد تاریخ را با یک چشم مانند دجال می بینیم، بسیار دروغین و تحریف شده. نهضت مشروطه را کار سفارت انگلستان، آمدن رضاخان را ایضا کودتای برنامه ریزی شده آنان، انقلاب اسلامی را نتیجه توافق ابرقدرت ها و کمک های مالی امریکا به رهبران انقلاب می دانیم. روشنفکران ما در نهضت مشروطه شیخ فضل اله نوری و‌ گروهی از روحانیون را عامل استبداد و‌ سفارت روس، در کودتای ۲۸ مرداد کاشانی را عامل دربار و پیاده نظام کودتا می دانند و یکسره روحانیت را عامل بدبختی و‌ عدم توسعه نیافتگی ایران معرفی می کنند، همان مثلث زر و روز و تزویر که مرحوم دکتر شریعتی می گفت و دکتر نخشب و شاگردان او‌ و شریعتی در نهضت خداپرستان سوسیالیست ادامه دادند و‌ از دل این ایده سازمان تروریستی مجاهدین خلق متولد شد. و در نقطه مقابل روحانیت ما هم‌ روشنفکر را عامل نفوذ و خیانت در جای جای تاریخ ما می بیند. دایکوتومی (ثنویت) که همیشه تاریخ ما را تکرار کرده است. ولی خودآگاهی تاریخی ما کجا قرار دارد؟
درست است که اعتراضات اخیر خیابانی در کشور ما فاقد سازماندهی مناسب، رهبری مشخص و ایده های پیش رونده است و هیچ ایدئولوژی را نمی توان پشت آن جستجو کرد ولی رویدادی است که شکل گرفته است و می تواند فلسفه تاریخی خاص خود را پیدا کند. یعنی درست است که ما ایدئولوژی مدونی در این اعتراضات سراغ نداریم‌ و مردم مشخصا نه بدنبال دین خواهی هستند و‌ نه آزادی خواهی ولی در یک بستر تاریخی در حال رشد کردن است.
طبقه فرودست و حاشیه نشین که در این ۱۲ سال اخیر بصورت سرطانی رشد کرده و‌ حدود پانزده میلیون نفر را شامل می شود و البته نقطه اتکا و عامل انفجاری انقلاب ۵۷ ایران هم بوده ( همان طبقه مستضعفین که قرار بود ولی نعمتان انقلاب باشند.) و حالا با مشکل و بحران سختی روبه رو هستند، این‌خودش یک فکت مهم تاریخی است و عامل خشونت های فزاینده پیش رو که می تواند انواع گسل های اجتماعی را فعال کند. این گروه یا طبقه بدنه اصلی معترضان اخیر را شامل می شود.
متعدد شدن مراجع قدرت در کشور و شیفت منابع قدرت و ارزش گذاری از دستگاه روحانیت به سوی نظامیان و گروههای دارای ثروت. این فکت دوم‌ تاریخی است که در طی ۴ دهه اخیر ایجاد شده است.
نوسان مشروعیت استراکچر قدرت در ایران، حل نشدن درست و منطقی بحران های اجتماعی و سیاسی مانند اعتراضات سال ۸۸، حذف معترضان و‌ دگر اندیشان از ساختار قدرت، نادیده گرفتن طبقات دارای دغدغه های مدرن فارغ از اندیشه های سنتی تنگ تر کردن دایره محرمان و عدم گردش صحیح و شفاف نخبگان سیاسی و مدیریتی در کشور بعلاوه انواع بحران های اجتماعی و اقتصادی همه جز فکت های تاریخی هستند که آثارشان را می توانید در اعتراضات اخیر هر چند کمرنگ ببینید وقتی معترضان از دغدغه های معیشتی شروع کرده ولی بعدا به شعارهای ساختار شکنانه روی می آورند.

ما شاهد چه چیزی هستیم؟ یک کودتای برنامه ریزی شده علیه دولت حسن روحانی ( آنچنانکه بعضی طرفداران دولت و اصلاح طلبان نئولیبرال  می گویند.) و یا نه یک کودتای رنگین (آنچنانکه شریعتمداری گفته و این اعتراضات را صورت دیگر فتنه ۸۸ دانسته است) یا نه! یک رویداد تاریخی در مسیر دموکراسی خواهی و‌ توسعه طلبی مردم ایران که حالا خودش را به شکل تنازع نیروهای اجتماعی با منابع قدرت نشان می دهد.
ما شاهد اعمال اراده ای هستیم از سوی مردم برای خواسته هایی، از این جهت باید با آن مواجهه پدیدار شناسانه داشته باشیم و نه متوهمانه، فارغ از خوب و بد بودن‌. یعنی با نگاهی عمیق و نه دجالی وجوه مختلف این اعتراضات را ببینیم.

گفتم ما شاهد اعمال اراده مردم هستیم، اعمال اراده برای چه چیزی؟ برای آنچه که هگل شدنی می دانست، عقلانی کردن نهادهای غیرعقلانی. مردم بدنبال ارزشی بنام عدالت هستند در سیستمی که در فساد ساختاری بنابرگفته نخبگان خودی خودش قرار دارد. این چه کمکی به همه ما می کند؟ من به شما می گویم اگر این اعتراضات رخ ندهد ما شاهد فاشیسم خواهیم بود. و طلیعه این فاشیسم را گفتمان پوپولیستی احمدی نژاد شاهد هستیم. فاشیسمی که با تبلیغ نظام تک والدی( حالا یا حذف دین یا ایرانیت) سعی می کند توده ها را جهت دهد و آنها را از خودآگاهی طبقاتی جدا کند و‌ این خود می تواند زمینه ظهور فاشیسم را فراهم کند. در حقیقت ما به فقر و تحدید شدید فضای عمومی در برابر فضای خصوصی قدرت مواجه هستیم و این اعتراضات می تواند به رهبران جامعه گوشزد کند که پیش از آنکه نتایج وخیم تری را به نظاره بنشینیم تغییر را ایجاد کنیم.

از رهبران سیاسی جامعه سوال می کنم: اگر در آینده با اعتراضات گسترده تری از این دست مواجهه شدید چگونه و با چه روش شناسی می خواهید آن را مدیریت کنید؟ وقتی با یک اعتراض اجتماعی فاقد رهبری و فلسفه مشخص مواجهه شده و پیش روی خود افرادی را می بینیدکه با چشمانی از کاسه درآمده و پر از خون و با سرهایی داغ همه چیز می خواهند و‌هیچ چیز نمی خواهند. و حتی نمی توانند باب تعامل و گفتگو را بین‌ خود بگشایند.
مشکل این است که حاکمیت نمی تواند در حوزه اختیارات مردم وقتی می خواهند اعمال اراده کنند دخالت کند، یعنی نمی تواند ابژه بیرونی را تبدیل به سوبژه کند( همچنانکه با گشت ارشاد یا تزریق بودجه های میلیاردی به نهادهای فرهنگی وابسته به مراجع قدرت نتوانستیم حوزه فرهنگ را مدیریت کنیم یا با شعارهای انقلابی نتوانستیم کوخ نشینان را کاخ نشین و کاخ نشینان را کوخ نشین کنیم ولی رشد سرمایه داری و فاصله طبقاتی و البته بزرگترین فسادها وفحشاها را شاهد هستیم) ولی مردم می توانند سوبژعگه را تبدیل به ابژه نمایند وقتی می خواهند تغییری ایجاد کنند و این زمانی است که به خودآگاهی طبقاتی رسیده باشند. این نکته مهمی است که رهبران سیاسی و‌ کنشگران جامعه باید به آن دقت کنند.
ما نمی توانیم‌ادعا کنیم : “می خواهیم معنویات شما را گسترش دهیم و شما را آدم کنیم” این حوزه ایست که حتی خدا هم‌ در آن ادعایی ندارد.

علی دادخواه

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای پذیرش محتوای آن نمی باشد و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه منتشر می شود.

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار