آیت الله هاشمی؛ از تخت تا تخته !/ یونس رنجکش


آیت الله هاشمی؛ از تخت تا تخته !/ یونس رنجکش
تاریخ درج خبر : ۲۳ دی ۱۳۹۶  

گیلان تایمز:

این روزها وقتی خاطراتم را مرور می کنم، نام و یادی از ذهنم مرور می شود که جای خالی‌اش بسیار قابل احساس است. هرچند که هیچ انسانی جاودانه نیست اما آنچه ماندگارش می کند، گفتار و رفتار و اعمال به یادگار مانده است.
یکی از چهره‌های ماندگار در تاریخ سیاسی ایران معاصر که این روزها در سالگرد آرامیدن ابدی‌اش همزمان با سالروز شهادت امیر کبیر ایران همان لقبی که به او دادند به سوگ نشسته ایم، اکبر هاشمی بهرمانی یا همان رفسنجانی است. چهره‌ای که به گواه واقع بینان در تاریخ انقلاب اسلامی و تحولات آن نقش محوری داشته و در میان یاران و همراهان انقلاب اسلامی ایران از روش و منش خاصی پیروی می کرده و همواره رویکرد اعتدالی اش نمادی از جمهوری اسلامی بود.
اگرچه نقدهای بسیاری می توان برای هر انسان عملگرا در صفحه مشق عملکردی اش نوشت و هاشمی نیز بی نقد و اشتباه نبود اما انچه از او برجای مانده است نشانه هایی در مسیر اعتلای کشور و بالندگی جامعه است که اگر غیر آن بود هیچگاه در ذهن ها باقی نمی ماند و آنگونه که شایسته اش بود بدرقه نمی شد.
برایم نام رفسنجانی گره خورده به دوران نوجوانیم است. آن روزها که دوران دفاع مقدس بود و نام و تصویرش در کنار سایر مسوولان ارشد کشور از شهیدان رجایی و باهنر و بهشتی گرفته تا امام خمینی و آیت الله خامنه ای در مناسبت های مختلف مشاهده می شد و همه آن مردان و زنان نسل اول و دومی انقلاب هم نامش را از بر بودند و حتی ادای اسمش به زبان مادر بزرگ روستایی ام که «رسپنجانی» می نامیدش از خاطرم محو نمی شود به هر حال او در اوج قدرت و اقتدار به عنوان کسی که در راس قوه مقننه بود و ماموریت های ویژه ای هم از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی بر دوش می کشید، مردی برای تمام فصول خوانده می شد با همه اتفاق هایی که در آن مقطع تاریخ این کشور پشت سر گذاشته شد و او نیز در شطرنج بازی سیاسی آن روزگاران نقش کلیدی داشت.
بعد ها که بزرگتر شدم و آشنا به عالم فرهنگ وسیاست پیرامون این نام و شخصیت بیشتر پرسه زدم و جذابیت های رفتاریش برایم جذاب تر می شد. بویژه نقش آفرینی هایی که پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تصمیم مجلس خبرگان که بعدها فیلم و اظهار نظرهایش برای جایگزینی و انتخاب رهبری برای ادامه مسیر انقلاب رونمایی شد و یا حضور و تصمیماتش در گردنه های پر پیچ حوادث کشور که از او مرد بحران ها یاد می شد!
بدون شک هیچ انسان توسعه گرایی نمی تواند هشت سال دوران ریاست او بر قوه مجریه را که دوران سازندگی نامیده می شد و او را نیز سردار سازندگی لقب دادند نادیده بگیرد زیرا پس از یک دوره جنگ ۸ساله و دفاع مقدس که در کنار خسارات منابع انسانی برجای مانده، شاهد خسارت یک هزار میلیارد دلاری از ویرانی های جنگ تحمیلی بودیم که می بایست با مدیریتی کارآمد آبادانی ها مدبرانه هدایت می شد و او توانست کلید سازندگی را به خوبی در دست بگیرد و پا در توسعه زیر ساخت ها بگذارد. هر چند که فشارهای برجای مانده بر اثر برنامه توسعه او تاب و توان جامعه را دچار آسیب قرار داده و شکاف‎های ایجاد شده در دو قطبی شدن فقیر و غنی در کنار همه خدماتی که برای کشور انجام داده بود بعدها پاشنه آشیل او شد و چه بسیار دوستانش را در این دو قطبی منتقدش کرد، چه آنان که از ابتدا با او از چپ، چپ افتاده بودند و چه دوستانی که از راست، چپ گرا شده بودند و این هزینه سنگینی برایش بود و تاوانی که تا پایان عمر به همراه داشت.
اما آنچه برایم بیش از همه جالب بود خاطراتی است که به عنوان روزنامه نگار و فعالی سیاسی در این سال ها از او به یادگار دارم، و از همه مهمتر سیر تحولی است که ازدوران ریاست جمهوری تا آخرین دیدار در پیش از انتخابات خبرگان رهبری گذشته از او در ذهنم به تصویر کشیده است.

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار