فقر تفکر فلسفی و تحمیق توطئه ها /علی دادخواه

Error. Page cannot be displayed. Please contact your service provider for more details. (6)


فقر تفکر فلسفی و تحمیق توطئه ها /علی دادخواه
تاریخ درج خبر : ۲۷ دی ۱۳۹۶  

گیلان تایمز:


“امروزه پرفسورهای فلسفه داریم، اما فیلسوف نداریم!”

جمله‌ای که در مطلع یادداشت این حقیر آمد از پی‌یِر آدو، فیلسوف یونانی‌شناس فرانسوی قرن بیستم است که کراراً به نقل از دیوید ثورو، فیلسوف عارف‌مسلک امریکایی قرن نوزدهم، در کتاب‌ها و کلاس‌هایش، گوشزد می‌کرده است. این وضعیتی است که ما هم گرفتار آن هستیم ، برهوتی از بی معنایی و اقیانوسی از پوچی.روزگاری کنفوسیوس می گفت عدالت یعنی اینکه هر واژه ای را در جای خود بکار بری‌‌.ولی در دورانی که اطلاعات( information) حرف اول و آخر را می زند و دیگر معنایی وجود ندارد و تازگی و حضور در لحظه همه چیز را به تباهی کشانده و ارتباط انسان ها را با تاریخ گذشته شان به کلی قطع نموده است دیگر نمی توان از معنای کلمات سخن گفت .در جهان لیبرالی امروز شما به روز به لحظه خرید می کنید و مصرف می کنید از کالاهای مورد نیازتان تا کالاهای لوکس و تجملاتی و تا فلسفه و سیاست.بله ! در دنیا امروز معنا هم خرید و فروش می شود.نمی بینید چقدر عشق در جوامع امروزی دم دستی و یکبار مصرف شده است.

ما بقول استاد عزیزم دکتر بیژن عبدالکریمی دکترا بسیار پرورش می دهیم، ولی دکترین نه !.ما در پرورش تفکر و ترویج تفکر فلسفی یا متافیزیکی رنجور و ناتوانیم‌.این دردی است جهانی ولی در ایران این درد هرگز فهمیده نشده و نمی شود.

متاسفانه ما بین متفکر ، فیلسوف، کنشگر سیاسی یا اجتماعی تفکیک قائل نشده ایم.ما کسانی را نداریم که کارشان تولید فکر و محتوا یا گفتمان باشد.اصلاح طلبی یک ایده یا تفکر نیست، با اندکی چشم پوشی تنها یک روش ممکن است، آنهم یک روش مبهم که هیچ ارجحیتی به روش های دیگر تغییر بنیادین در یک سیستم سیاسی ندارد.
مشکل هویتی اصلاح طلبان به سیر دموکراسی خواهی ایرانی لطمه زده است و بهترین سرمایه ها و زمان ها را سوزانده است، این سخنی است که شما بتازگی می شنوید.

اینکه من از اصلاح طلبان انتقاد می کنم شائبه ایجاد نشود که مثلا حال مابقی گروههای سیاسی خوب است.نه ! آنها همینطور زار و نزار هستند ولی من این انتقادها را شروع یک جدایی می دانم. سنتز اصلاح طلبان نسل سوم از پیشینیان محافظه کار خویش.

مثلا شخص آقای خاتمی چه دکترین یا مانیفستی برای تغییر دارد؟ ولله هیچ‌. همین شخص آقای حجاریان چه؟ چقدر بلا سر دکتر بشیریه آمد که جلای وطن کرد و حجاریان تزهای ایشان را یک خط درمیان وارونه نعل کرد. من معتقدم جوان های اصلاح طلب تشنه تغییر و توسعه  باید بروند آب را از سرچشمه بگیرند. با اساتید طراز اول و صاحب ایده ارتباط برقرار کنند. شبانه روز مطالعه کنند، آثار فردید، آل احمد و شریعتی را بازخوانی کنند.( هر چند فردید خود چیزی ننوشته و شاگردانش ایده هایش را نشر داده اند.) یا داوری و عبدلکریمی را بخوانند. ما نیازمند فکر هستیم. باید برای آینده نظریه پردازی کنیم. من فکر می کنم موج سوم اصلاح طلبی باید راه بیافتد یعنی جوانان از این پیرمردهای خسته و محافظه کار باید جدا شوند و خودشان کار را بدست بگیرند.

من وقتی می گویم به شریعتی باز گردیم، یعنی اینکه قطب نمای ذهنی و تفکر خود را از تقابل سنت با مدرنیته به سمت نبرد بین سرمایه داری و عدالت برگردانیم.
آنچه که شریعتی با سویه چپ گرای خود بیان می کرد و تفکر شیعی را در غالب آن معنا می کرد.ما باید شیعه را به مفهومی که او می شناخت بازخوانی کنیم، مفهوم آزادی و عدالت.
بنظر من این تقابل سنت و مدرنیته بجایی نمی رسد، اصلا فیک است.ما را نابود کرده و دچار بحران هویت واز دست دادن سرمایه های انسانی و فکری نموده است.در حالیکه ما غافل از این معنا هستیم که نئولیبرال ها با ظاهری مشروع و مقبول در حال چپاول ما و دور نگه داشتن مان از آن چیزهایی هستند که به نفع ماست و موجب توسعه ماست.

مشکل آقای خاتمی و اصلاح طلبان چیست؟ برای آنها عدالت یک مقوله اساسی و حیاتی محسوب نمی شود. اینکه اصلاح طلبان مرتبا از سوریه ای شدن ایران در پی اعتراضات اخیر می گویندو یا سعی می کنند چپ زدایی کرده و حتی تقابل با شریعتی را وظیفه خود می دانند ناشی از این معنی است که اینها فی الواقع در موزاییک جهانی لیبرالی و بورژوازی غرق شده اند و در مسیری حرکت می کنند که آن کل غالب می خواهد‌.این ابدا به معنی این نیست که اینها جاسوس و یا سرسپرده غرب هستند و یا اصول گرایان و قدرتمندانی که مرتبا بر طبل ماجراجویی می کوبند بر حق هستند ، نه ! .
این ناشی از تسلط اردوگاه لیبرالی پس از پایان جنگ سرد است که حضرات را مقهور کرده است.اینکه شما می بینید مقولات حقوق بشری برای اینها مانند اصول گرایان مطرح نیست ناشی از همین تسلط آن کل غالب لیبرالی است.

چه چیزی ایران را مبدل به سوریه می کند؟ بنظر من این اعتراضات خیابانی نیست که باید ما را نگران تجزیه طلبی یا جنگ داخلی کند، بلکه این بی عدالتی ریشه دار است که باید زنگ خطر را برای ما به صدا درآورد.

ایران را همین سیاست های نئولیبرالی تجزیه خواهد کرد و در این تجزیه دست همه ما آلوده است.
متاسفانه هیچ گونه تحلیلی در مورد اوضاع ایران سیاسی و جامعه شناسی توده های مردم، نخبه گان سیاسی،  احزاب و گروها پس از اعتراضات اخیر مشاهده نکرده ام. در این برهوت حیرت که نخبگان سیاسی و تئوریسین های گوناگون  گرفتار آمده اند من دو تحلیل در خور توجه دیدم. یکی سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش  که در کنار دکتر بشیریه از تئوریسین های اصلاح طلب و پدر معنوی این جریان محسوب می شود و دیگر سخنرانی دکتر مصطفی تاج زاده در پاسخ به ایشان.

عبدالکریم سروش با صراحت تمام  اصلاح طلبان را توبیخ کرده و در سخنانی بی سابقه اصلاح طلبان را به محافظه کاری متهم نموده واز آنها ایراد گرفت که چرا تماشاچی بودند.دکتر سروش بطور واضح در این سخنرانی از آقایان خاتمی ، تاج زاده و حجاریان نام می برد .

مصطفی تاج زاده نیز در پاسخ به عبدالکریم سروش سخنرانی می کند و می توان سخنان او را موضع رسمی اصلاح طلبان در برابر انتقادات فزاینده ای دانست که به سکوت و ضعف آنها در این چند هفته اخیر شده است.و البته تلاشی دانست برای بازگرداندن مشروعیتی که بی تردید از دست داده اند.من سخنان آقای تاج زاده را گوش کردم، و در تحلیل این سخنان فقط می توانم ابراز تاسف کنم. تنها کلید واژه سخنرانی ایشان ” ترس ” بود و احتیاط .با تمامی سعی که آقای تاج زاده کرد برای عقلانی کردن این ترس ولی نشان داد اصلاح طلبان برخلاف ادعاهای او از تفکر ذهنی و انتزاعی درنیامده و در ترس ها و طمع های خود غور می کنند.

هربرت_مارکوزه ، فیلسوف و یکی از چهره ‌های برجسته مکتب فرانکفورت، که اتفاقا دیدگاه های مارکسیستی و انقلابی گر را، بر دیدگاه‌های رفورمیستی و اصلاح‌گری رجحان داده و توصیه و تجویز می‌کند؛ اذعان کرد که ” تاریخ شرکت بیمه نیست! “.  معنای سخن او این بود که نمی‌توان هیچ تضمین و ضمانتی داد که حرکتی در بستر ِ تاریخ ، کدام راه را رفته و به کدام نتیجه لزوما منتج خواهد شد!
خب ! جناب تاج زاده مرتبا از این ترس پرده بر می دارد که چه تضمینی هست که ایران در پی یک حرکت انقلابی مبدل به سوریه نشود و کشور با یک خطا در تحلیل سیاسی بر باد نرود.او حتی از نظر مهندس سحابی وام می گیرد که سرنوشت جمهوری اسلامی گره خورده است با ایران! .ولی من با تاسی بهمین سخنان باید بگویم جناب تاج زاده چه تضمینی هست که با حرکتی که شما و دوستان اصلاح طلب پیش گرفته اید ایران مبدل به سوریه نشود ؟ تاریخ که بقول مارکوزه شرکت بیمه نیست، آنچه ما از تجربه دو دهه اصلاح طلبی بدست آورده ایم این است که مطالبات مردم هر روز نحیف تر و مشکلات هر روز فربه تر می شوند .
من به شما و دوستان اصلاح طلب خود می گویم به تعویق انداختن مطالبات و عقب نشینی های تاکتیکی شما یکی از عوامل بروز اعتراضات اخیر است.مسلما بقول مارتین لوتر کینگ کسانی که عدالت را به تعویق می اندازند نمی خواهند آنرا اجرا کنند و این را ما نه در سخنان زیبا و آوانگارد شما و جناب آقای خاتمی ، بلکه در لیبرال دموکراسی دکتر حجاریان و نئولیبرالیسم هک شده روی فیش های حقوقی نجومی بخوبی فهم کرده ایم.
دکتر تاج زاده عزیز ؛ اصلا همه ترس های شما واقعی هم که باشد و سرنوشت جمهوری اسلامی سنجاق شده باشد با ایران عزیز، خب ! آیا این واقعیتی را تغییر می دهد؟ واقعیت نه در ترس های من و شما که در کف خیابان هاست.واقعیت در آن طبقاتی است که هیچ سهمی در قدرت ندارند و البته از شما و اصلاح طلبان هم حرف شنوی ندارند.واقعیت در آن بیش از پانزده میلیون حاشیه نشینی است که نه تنها در قدرت سهمی ندارند بلکه از زندگی و رفاه هم بهره ای ندارند.با اینها چه می خواهید بکنید؟ شما برای کسانی سخنرانی می کنید که نه شما و نه اصلاح طلبان را قبول ندارند و شما را ترمز مطالبات خود می دانند با اینها چه می خواهید بکنید؟

انتشار عکس های زیبا و رمانتیک از آقای خاتمی که در این چند روزه اخیر شدت گرفته است دیگر چاره ساز نیست‌. اگر اصلاح طلبان واقعا دل در گرو انقلاب اسلامی دارند باید به آرمان های اولیه آن یعنی عدالت و آزادی باز گردند. ما انقلاب دیگری نمی خواهیم ولی حتما از عدالت و آزادی نمی گذریم.

# علی – دادخواه
۲۶دی ماه ۱۳۹۶

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای پذیرش محتوای آن نمی باشد و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه منتشر می شود.

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار