تصفیه زباله ای به نام سینما/ محمدحسین غریبی


تصفیه زباله ای به نام سینما/ محمدحسین غریبی
تاریخ درج خبر : ۲۵ بهمن ۱۳۹۶  

گیلان تایمز:

در حالی به سال چهلم از انقلاب اسلامی رسیده ایم که هنوز از عقب ماندگی برخی از بخش ها در حال ضربه خوردن هستیم. چهل سال از انقلاب گذشته ولی هنوز سیستم سازمانی سینما و تلویزیون این سرزمین در سال های مبتذل قبل از انقلاب باقی مانده است و این موضوع چندین علت دارد.

یکی از علت های سازمان سینما و تلویزیون، خانوادگی شدن آن است. محال است که در سینما ایران شخصی را ببینید که یکی از خویشان خودش را وارد سینما و یا تلویزیون این کشور نکرده باشد و این موضوع قطعا باعث پایایی تفکرات برخی(دقت کنید برخی) افراد عقب مانده در سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی می باشد.
یکی دیگر از علت العلل مفاسد چه در تلویزیون جمهوری اسلامی و چه در سینما، بخش سلبریتی ساز آن است.
راهکار ساخت سلبریتی در جمهوری اسلامی بسیار روشن است.
ابتدا وارد عرصه هنری می شویم و سپس ساز مخالفت با دستگاهی، کوک می کنیم که ما را به آنجا رسانده است. این چه دستگاهی است که فرهنگ ها و ارزش ها را عوض می کند و بعد عوضی ها را با ارزش می کند؟

اصغر فرهادی با پول خواهر امیر قطر فیلمی از مفاسد و تاریکی های ایران می سازد که بسیار بخش کوچکی از این ملت عظیم است و او می شود ارزشی و غیر وابسته، ولی حاتمی کیا می آید از اسطوره های واقعی کشور عزیز ایران اسلامی و با پول موسسه اوج فیلم سینمایی تولید می کند و می شود ضد ارزشی و وابسته!
اسطوره هایی که کشور هایی امثال آمریکا و کشور های اروپایی آنان را ندارند ولی توسط هالیوود می سازند ولی ما داریم و از اینکه روایت آنان را بسازیم خجالت زده می شویم و می گوییم داستان ها خشن هستند!

داور جشنواره فیلم فجر راست می گوید که اینگونه داستان ها خشونت آمیز هستند، دولتی که ۲۰۳۰ را می پذیرد و امضا می کند و می خواهد اجرا بکند، دولتی که محمدحسین فهمیده را از کتاب ها بیرون می کشد، دولتی که در راستای تضعیف همین اسطوره ها، fatf را ابلاغ  و اجرا می کند و قرارداد قجری مانند برجام را امضاء می کند، انتظاری بیش از این نیست که بازیگران و یا سلبریتی های آن بشوند بلندگوی رژیم صهیونیستی و توییت های دشمن شاد کن در اکانت توییتر شان درج کنند.
به این سیستم اگر نام زباله را اطلاق کنیم یقینا بیجا نگفته ایم.
جمهوری اسلامی یک سیستم و کارخانه انسان سازی است و تمام امکانات این کار را نیز دارد ولی اگر چنین اتفاقی نمی افتد تقصیر سیستم و چارچوب آن نیست، قصور و کوتاهی از عوامل آن است.
نمونه های عادی سینمای ایران باید امثال آوینی و سلحشور و حاتمی کیا باشد، نه اینکه آن انسان ها تک ستاره هایی باشند در آسمان سینمای ایران…
نباید زباله هایی مانند احمدزاده، علیدوستی و افشار جایگاه امثال آوینی ها را که نماد هنر تمدن اسلامی هستند را بگیرند.
سیستم جمهوری اسلامی باید تصفیه شود، از آن زباله ها و به این ستاره ها…  .
سینمایی که ارزش ها را تهی می کند در واقعیت دارد گور خود را برای مرگی زودهنگام آماده می کند، فرهنگ مانند هواست و خلاصه باید در این هوا نفس کشید چه این هوا آلوده باشد و چه این هوا تمیز باشد…
ولی نتایج این ها یکی نیست، نتیجه یکی می شود مرگ ولی نتیجه دیگری می شود طول عمر…

امیدوارم در سال های بسیار نزدیک سینما انقلاب از افراد زرد که مسبب جنبش زرد هستند از تاریخ محو شوند و جای آنان را ستاره های کهکشانی انقلاب بگیرند.

 

محمدحسین غریبی – فعال دانشجویی

گیلان تایمز: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای پذیرش محتوای آن نمی باشد و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه منتشر می شود.

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار