روسیه قدرت مقابلۀ حتی محدود نظامی با غرب را هم ندارد


روسیه قدرت مقابلۀ حتی محدود نظامی با غرب را هم ندارد
تاریخ درج خبر : ۲۳ فروردین ۱۳۹۷  

گیلان تایمز:

احمد زید آبادی تحلیلگر ارشد مسایل خاورمیانه باوردارد قدرت روسیه به اندازه ای نیست که توانایی جنگیدن با جبهه متحد غرب به رهبری آمریکا را داشته باشد و معتقد است پوتین تنها بهه این فکر می کند که غرب به او و کشورش اهمیت بدهند. روسیه با قدرت اقتصادی به اندازه اسپانیا نمی تواند با غرب حتی جنگ سر درا محقق کند ونباید درقدرت این کشور اغراق شود. پوتین درنهایت در سوریه شاید با دادن وعده برکناری اسد به غرب در یک زمان مشخص راه جنگ را می بندد. آنچه می خوانید از صفحه تلگرامی این متخصص مسایل خاورمیانه اخذ شده است.

این روزها در برخی رسانه های داخلی و خارجی، از آغاز جنگ سرد بین روسیه و آمریکا و حتی احتمال آغاز جنگ جهانی سوم بین آنها سخن می رود.به نظرم این گونه اظهار نظرها، نوعی اغراق در قدرت روسیه و سوء برداشت از رفتار واقعی آن در صحنۀ بین المللی است. در حقیقت، با فروپاشی اتحاد شوروی که تقریباً نیمی از جهان را در کنترل یا در کنار خود داشت، “جنگ سرد” به عنوان نظریه ای برای توصیف روابط دو بلوک اصلی قدرت در جهانی دو قطبی پایان یافت و از آن پس به تیرگی هر از گاهِ روابط روسیه و غرب نمی توان نام “جنگ سرد” گذاشت.روسیه اکنون گرچه قدرتی اتمی با جنگ افزارهای پیشرفته و دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است؛ اما این همه، آن را در مقام ابرقدرت جهانی نمی نشاند. روسیه کشوری وابسته به صادرات نفت و گاز و دارای اقتصادی در حجم اقتصاد اسپانیاست. با این میزان قدرت اقتصادی طبعاً نه می توان تأثیر بین المللی پایداری داشت و نه درگیر رقابتی نفس گیر با دیگر قدرت ها برای گسترش حوزۀ نفوذ در سطح جهانی شد.در واقع، روسیه به ترغیب ایران و با استفاده از سیاست نرمش باراک اوباما در خاورمیانه، فرصت مداخله در سوریه را پیدا کرد و همین موضوع سبب شد در بارۀ توان بین المللی روسیه و عزم آن برای اعادۀ نفوذ جهانی اش، اغراق شود.انگیزۀ روسیه از حضور در سوریه در حقیقت به دست آوردن ابزاری برای اعمال فشار یا چانه زنی با غرب بر سر ماجرای اوکراین بود. اوکراین نقطه ای است که روسیه آن را به نحوی حیات خلوت خود می داند؛ اما دنیای غرب به عنوان بخشی از تلاش خود برای کنترل کامل روسیه، در پی نفوذ به آن است.از همین رو، غربی ها و متحدان منطقه ای آنها حضور روسیه در سوریه را هیچگاه به عنوان خطری که توازن قوا در خاورمیانه را به زیان آنها به هم خواهد زد؛ تلقی نکردند و در غیاب حضور مؤثر خود در سوریه، آن را حتی وسیله ای برای مهار میان مدت ایران در آن کشور به شمار آوردند.روسیه نیز به سوریه به عنوان محور منافع خود در جهان نمی نگرد و طبعاً برای حفظ آن، وارد هیچ نوع رویارویی نظامی با آمریکا نمی شود. در صورت حملۀ آمریکا به سوریه، در وخیم ترین حالت شاید روسها برای حفظ وجهۀ خود؛ چند موشک آنها را در هوا منفجر کنند؛ اما مقابلۀ حتی محدود نظامی با غرب، اصولاً قابل تصور نیست.روسیۀ تحت رهبری ولایمیر پوتین، می خواهد در سطح بین المللی به شمار آید، مورد احترام قرار گیرد؛ اقتصاد خود را توسعه دهد و زندگی مرفه و پیشرفته ای برای روسها فراهم کند. این اهداف یکسره غیر ایدئولوژیک، طبعاً با هر نوع ورود به جنگ های پرهزینه منافات دارد.در حقیقت، معضل غربی ها و متحدان منطقه ای آنها در سوریه، نوع نفوذ ایران است و اگر روسیه آماده و یا قادر به پایان دادنِ این نفوذ باشد؛ آنها مشکلی با هم نخواهند داشت. به گمانم توجه به این واقعیات در توهم زدایی از وضعیت توازن قوای جهانی بی تأثیر نخواهد بود.
سوریه در آستانۀ حملۀ نظامی
قرائن نشان می دهد متحدان غربی، خود را برای حملۀ نظامی گسترده ای به خاک سوریه آماده می کنند. در این باره، دو موضوع از اهمیت برخوردار است. نخست اینکه چنین حمله ای چه تأثیری بر وضعیت کلی سوریه می گذارد و دوم اینکه آیا این حمله قابل پیشگیری است؟در ابتدای امر به نظر می رسد حمله قابل پیشگیری است و فقط روسیه می تواند مانع انجام آن شود. به گمانم به کارگیری زبان تهدید و هشدار در بارۀ آغاز جنگ جهانی سوم از طرف روسیه در ارادۀ دولت ترامپ و متحدانش برای حمله به سوریه خللی ایجاد نکند. روسیه برای جلوگیری از حمله، فقط می تواند پیشنهاد جدیدی برای پایان دادن به بحران سوریه ارائه دهد. این پیشنهاد برای متحدان غربی طبعاً باید وسوسه انگیز و حاوی امتیازات بزرگی باشد.اعلام تاریخ مشخصی برای برکناری بشار اسد از قدرت، بسیار وسوسه انگیز به نظر می رسد! ظاهراً ولادیمیر پوتین هم شانسی برای بقای بشار اسد در انتهای یک روند سیاسی در سوریه قائل نیست؛ اما تا کنون جز در لفافه های دیپلماتیک به این موضوع اشاره نکرده است.در این میان، برخی متحدان آمریکا در خاورمیانه بخصوص اسرائیل و عربستان، تضمین روسیه برای قطع حضور و نفوذ ایران در سوریه را حتی به برکناری بشار اسد از قدرت ترجیح می دهند و ممکن است برای پیشگیری از حملۀ نظامی، همین هدف را در تلاش های دیپلماتیک محرمانۀ خود دنبال کنند. با این همه، این احتمال هم جدی است که روسها نخواهند و یا حتی نتوانند در جهت تعیین تاریخی برای برکناری اسد از قدرت به قدرت های غربی تضمین دهند.در این صورت، به نظر می رسد که حملۀ نظامی متحدان غربی به برخی از اهداف استراتژیک در خاک سوریه قطعی باشد. این حملات اگر مانند حملۀ سال پیش آمریکا، محدود و زودگذر باشد، بعید است که در معادلۀ سوریه تغییری پدید آورد؛ اما اگر این حملات به عنوان آغازی از یک دخالت جدی و مستمر نظامی آمریکا و فرانسه و بریتانیا در بحران سوریه باشد؛ در آن صورت روند تحولات سوریه به سمتی متفاوت حرکت خواهد کرد.به نظرم آمریکا و متحدان اروپایی اش هم می دانند که بحران سوریه در نهایت راه حل نظامی ندارد و از همین رو، احتمالاً حملات نظامی خود را معطوف به راه حلی سیاسی خواهند کرد تا ابتکار عمل در این زمینه را از روسیه و بخصوص ایران بگیرند.

ساعت۲۴

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار